سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

حرف و حدیث

وبلاگم قسمتی از درونیات و بیرونیات وجودمه.. بجز اون لایه های شخصیتی که قابل نمایش نیستن.. و خیلی محرمانه اند..مینویسم برای یادگار..شاید دخترام در نبودم احتیاج داشتن بخونن.. هیچی مثل نوشتن آرومم نمیکنه.
صفحه خانگی پارسی یار درباره

این روزها

    نظر

این روزا درگیریهای مالی زیادی دامنگیرمون شده . همه ی هم وغم  همسری  شده پاس کردن چک و دادن بدهی هایی که به واسطه ی پیش خرید کردن یه واحد آپارتمان یکی پس از دیگری موعدشون میرسه .چقدر بی پشتوانه بودن سخته . چقدر دردناکه هیچ پناهی تو این روزای  سخت نداشته باشی . کاش لا اقل یکیمون از نعمت داشتن پدر برخوردار بودیم  تا شاید به برکت وجودشون کمی از این استرسها کاسته میشد . هرچند میدونم اونایی هم که از این نعمت بهره مندند  شاید تاثیری نداشته باشه براشون و بگن ای بابا تو این زمونه و گرونی هر کی به فکر خودشه و هیچکس حتی نمیتونه به فرزندش تو زمینه مالی یاری برسونه .اما حرف من چیز دیگه ای هست که تا کسی طعم تلخشو نچشه درکش نمیکنه . به هر حال خیلی دلم واسه همسری میسوزه و متاسفانه هیچ کاری ازم ساخته نیست  جز دعا و ثنایی که چند وقته  بهش  چنگ زدم و دست به دامن خدا و ائمه که این گذر تنگ رو هم مثل عرصه های گذشته رد کنیم به خیر و خوشی و میدونم با اتمام ساخت آپارتمان و تحویل گرفتنش میفهمیم که به سختیش میارزید و کلی انرژی میگیریم . این روزای من همراه شده با دردسرهای شدید که نمیدونم از فکر وخیاله  یا چیز دیگه . اما خدا رو شکر با وجود باران که این روزا خیلی شیرین شده و مدام منو به وجد میاره همه چیز رو فراموش میکنم . همیشه فکر میکنم این کودک خواستنی من از سنش بیشتر میفهمه و خیلی زود به حرف میاد .اخه خیلی وقته  هممون رو میشناسه و با هر کدوممون رفتار خاص داره . مثلا وقتی من باهاش حرف میزنم خیلی خوب گوش میده و عمیق نگاه میکنه ، وقتی یگانه از مدرسه میاد کلی ذوق میکنه و شروع میکنه به در آوردن صداهایی  شبیه حرف زدن و دست و پا زدن . برا بابایی هم خودشو همچین لوس میکنه که بیا وببین . خلاصه روزها به سرعت در حال گذره و من توی تونل زمان  به پیش میرم در حالیکه حس میکنم بود و نبودم واسه گذر این زندگی  و رد شدن از سنگلاخها بی تاثیره ..

تا بعد.........