سفارش تبلیغ
صبا
[ و فرمود : ] اگر دو پایم را در این لغزشگاه استوار ماند چیزهایى را دگرگون کنم . [نهج البلاغه]

این روزها

ارسال‌کننده : sahra در : 91/9/28 1:24 عصر

این روزا درگیریهای مالی زیادی دامنگیرمون شده . همه ی هم وغم  همسری  شده پاس کردن چک و دادن بدهی هایی که به واسطه ی پیش خرید کردن یه واحد آپارتمان یکی پس از دیگری موعدشون میرسه .چقدر بی پشتوانه بودن سخته . چقدر دردناکه هیچ پناهی تو این روزای  سخت نداشته باشی . کاش لا اقل یکیمون از نعمت داشتن پدر برخوردار بودیم  تا شاید به برکت وجودشون کمی از این استرسها کاسته میشد . هرچند میدونم اونایی هم که از این نعمت بهره مندند  شاید تاثیری نداشته باشه براشون و بگن ای بابا تو این زمونه و گرونی هر کی به فکر خودشه و هیچکس حتی نمیتونه به فرزندش تو زمینه مالی یاری برسونه .اما حرف من چیز دیگه ای هست که تا کسی طعم تلخشو نچشه درکش نمیکنه . به هر حال خیلی دلم واسه همسری میسوزه و متاسفانه هیچ کاری ازم ساخته نیست  جز دعا و ثنایی که چند وقته  بهش  چنگ زدم و دست به دامن خدا و ائمه که این گذر تنگ رو هم مثل عرصه های گذشته رد کنیم به خیر و خوشی و میدونم با اتمام ساخت آپارتمان و تحویل گرفتنش میفهمیم که به سختیش میارزید و کلی انرژی میگیریم . این روزای من همراه شده با دردسرهای شدید که نمیدونم از فکر وخیاله  یا چیز دیگه . اما خدا رو شکر با وجود باران که این روزا خیلی شیرین شده و مدام منو به وجد میاره همه چیز رو فراموش میکنم . همیشه فکر میکنم این کودک خواستنی من از سنش بیشتر میفهمه و خیلی زود به حرف میاد .اخه خیلی وقته  هممون رو میشناسه و با هر کدوممون رفتار خاص داره . مثلا وقتی من باهاش حرف میزنم خیلی خوب گوش میده و عمیق نگاه میکنه ، وقتی یگانه از مدرسه میاد کلی ذوق میکنه و شروع میکنه به در آوردن صداهایی  شبیه حرف زدن و دست و پا زدن . برا بابایی هم خودشو همچین لوس میکنه که بیا وببین . خلاصه روزها به سرعت در حال گذره و من توی تونل زمان  به پیش میرم در حالیکه حس میکنم بود و نبودم واسه گذر این زندگی  و رد شدن از سنگلاخها بی تاثیره ..

تا بعد.........   




کلمات کلیدی :

عکس های جدید باران

ارسال‌کننده : sahra در : 91/9/13 2:18 عصر

باران در حال دست خوردن

 

 

 

 

 

 

 




کلمات کلیدی :

اومدن باران

ارسال‌کننده : sahra در : 91/9/10 4:5 عصر

نوشته رمزدار  




کلمات کلیدی :