سفارش تبلیغ
صبا
اگر مستحبها به واجبها زیان رساند ، مستحبها را واگذارید . [نهج البلاغه]

نفس های آخر سال

ارسال‌کننده : sahra در : 93/12/22 3:27 عصر

 

خدا رو شکر سال 93 داره تموم میشه.به شخصه هیچ خیری توی این سال ندیدم.بلکه همه ش شر بود..خدا کنه دیگه اینجور سالایی تکرار نشه.از لحاظ مالی و عاطفی و معنوی سال خوبی نبود.در هیچ زمینه ای پیشرفتی حاصل نشد چه بسا پسرفت هایی که تجربه کردیم.از خدا میخوام سال جدید مملو از شادی و سلامتی باشه برای همه.سال کهنه هم هر چه زودتر بار و بندیلشو جمع کنه و تا گند بیشتری نزده ازمون دور بشه..خدا رحمت کنه مرتضی احمدی که میخونه...ای سال برنگردی بری دیگه بر نگردی...

 




کلمات کلیدی :

مناجات

ارسال‌کننده : sahra در : 93/12/9 3:41 صبح

خدایا تو هول و هراس اولین شب تنهایی مطلق و خوف خاک سرد و دست تهی و کوله بار سنگین از گناه تنهام نذار ...




کلمات کلیدی :

شب بیداری

ارسال‌کننده : sahra در : 93/12/9 3:36 صبح

شبهاییکه بیخوابی میزنه به سرت و تو میمونی و یه دنیا سکوت و یه عالمه فکر و خیال ..سکوت شب چه رعب انگیز و وهم اوره...سیاهی شب عجیب هولناکه..یاد مرگ و شب اول قبر و تاریکی مطلق...




کلمات کلیدی :

واقعا خسته شدم

ارسال‌کننده : sahra در : 93/12/5 9:43 صبح

 

دیروز برفیکه شب تا صبح باریده بود روز به نیمه نرسیده اب شد و اثری از اثارش نموند.بازم شکر که اومد..خدا کنه بازم بباره..دیگه. واقعا خسته شدم..درمانده شدم..چند ماهه گرفتاریم ..همش ویروس..همش سرماخوردگی..هرکاری کردم..هر راهی رفتم .تمومی نداره..خسته شدم..چه کوفتیه که درمون نداره..دو روز بهتر میشم یهو فردابدتر...مثل امروز که از نیمه ها شب با درد وحشتناک گلو و سوزش بیدار شدم..خدایا خیلی خسته شدم..میگن درد ناعلاج نباشه..و سرطان نباشه..خب اینم اعصاب خوردکنه...چند ماه اه و ناله بده. خدا نکنه اون دردا رو به کسی بده ولی اینم نده..یکی بگه چیکار کنم..چقدر برم دکتر..چقدر دارو...چقدر اش و سوپ و شلغم و جوشونده...خسته شدم...نزدیک عیده به جا خونه تکونی و بشور بساب افتادم تو رختخواب...خدایا خودت برس به داد.....

 




کلمات کلیدی :

ب مثل بــــــــــــ ــــــــرف

ارسال‌کننده : sahra در : 93/12/4 7:15 صبح

چه حال خوبی داره وقتی در حیاط رو باز میکنی و میبینی چند سانتی برف نشسته رو درختا و هنوزم داره میباره..چیه ندید بدیدیم دیگه.اینجا که شهر کوهستانی و سردسیری نیست که انتظار چند متر برف رو داشته باشیم..اینجا کویریه و سالی یکی دوبار و اونم در حد همین خودی نشون دادن کافیه . همینه بگه بلدم اینجام بیام و شهرتونو سفید پوش کنم حتی اگه شده این سفیدی قد تور عروس نازک باشه..خدایا شکرت....هزاران بااار شکر..




کلمات کلیدی :

مادر که باشی

ارسال‌کننده : sahra در : 93/12/4 2:5 صبح

سلام..

 

اسفند. اومد و تو سومین روزش تازه داره بوی زمستون به مشام میرسه.هوای ابری و بارونی..سوز برف و سرما.چقدر ویر شروع شدی..حالا که اومدی ببار..لااقل بمون و بشور این همه الودگی و ویروس پرت و پلا رو..حالمون از زمستون امسال گرفت و جسممون اسیر امراض مختلف..بیچاره بچه ها..ضعیفند و حساس..چقدر باران امسال طعم بیماری رو چشید..هیچ رقمه خلاصی نداره .. امشب بعد چند روز پیاپی تب با حالت زار و نزاری رسوندمش کلینیک اطفال در حالیکه باباش مسافرته..تبش حتی با دادن بروفن هر چهار ساعت هم قطع نمیشد..آزمایش خون داد و دکتر تشخیص عفونت و کمخونی داد..اگه تا 48 ساعت اینده تبش قطع نشه باید بستری بشه..چند شبه از ترس بالارفتن تب خواب درستی ندارم..همش فدای تار موش..مادر که باشی فکر و ذکرت میشه بچه ت..مادر که باشی هست و نیستت بچه ته..حاضری دستت قطع بشه اما انگشتش اسیب نبینه..چقدر سخته دیدن درد و رنج طفلت..دارم به مادراییکه بچه مریض ناعلاج دارن یا بستری هستن..یا به هر نحو مشکلی دارن فکر میکنم..بدتر از حال کودک حال مادره که زجر جگر گوششو میبینه..خدا همه بچه های مریض رو شفا بده..امین

 

 

 

 

 

 




کلمات کلیدی :