سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

حرف و حدیث

وبلاگم قسمتی از درونیات و بیرونیات وجودمه.. بجز اون لایه های شخصیتی که قابل نمایش نیستن.. و خیلی محرمانه اند..مینویسم برای یادگار..شاید دخترام در نبودم احتیاج داشتن بخونن.. هیچی مثل نوشتن آرومم نمیکنه.
صفحه خانگی پارسی یار درباره

دو دخــے مــن

    نظر

هفدهم این ماه، باران چهار ماهه شد و فرداش واکسنشو زدیم . دو هفته ای میشه که بعضی وقتا میذارمش توی رورواک و با چه ذوقی دوپایی به جلو هدایتش میکنه و هر بار دستاشم میبره بالا و میزنه جلو رورواک . فداش بشم .

 نمیدونم من آلزایمر گرفتم یا به خاطر گذشت زمان یا سن نه چندان کم اون زمان(20سال) که هیچ کدوم از این مراحل رشد یگانه رو یادم نمیاد . اینقدر واسه کارای باران ذوق زده میشم که انگار بار اولیه که این چیزا رو میبینم .

 امروز هم تولد یگانه است . دخترم 12 ساله شد و خانمی شده واسه خودش و گرچه اون روزا رو(جز گریه هاش) یادم نیست اما این روزا ما رو با خلاقیتها و کارای فوق العادش ذوق زده  و هیجان زده میکنه و ما بهش افتخار میکنیم .

 چند روز پیش تو یه مسابقه طراحی مدارس رتبه بالا گرفته بود و جایزه به دست اومد خونه . معدلشم همیشه عالی بوده  .

جدیدا هم واسه خودش دستبند بافته و به چند تا از دوستاشم یادگاری داده . نقاشیاشم عالیه و دست به نوشتن خاطره و وقایعشم از من بهتره .

کارای کامپیوترش هم خوبه و توی کلاس هر کاری داشته باشن رو یگانه انجام میده .گاهی واسه کل شیشمیا سوال برا تمرین طرح میکنه .

 توی نت هم که سری تو سرا داره و کاری نیست که بلد نباشه . در ضمن دخترم همیشه نمازشو اول وقت میخونه و تو این کار  زده رو دست مامانش .واسه تک تک کارای باران هم به شعف میاد و تو نگهداریش به من کمک مبکنه .

خلاصه دیگه حس میکنم با وجود هر دوشون مخصوصا اداهای متفاوت و به روز باران دیگه روزام تکراری نیست . اما همچنان نگرانیهای مالی که دیگه واسه همه هست پابرجاست .

تا بعد ......


هــنرمندی یگانه

    نظر

امروز میخوام چند تا عکس از دستبند هایی که یگانه واسه خودش میبافه رو بزارم . هرموقع مدلای جدیدش رو بافت ، میزارم . یگانه ازم خواست ، که ازتون بپرسم کدومش خوشگل تره ؟ به نظر خودش اولی . البته یه کم طول میکشه تا همش بیاد . اگه حوصله دارین صبر کنین لطفا

http://www.0up.ir/do.php?imgf=swcx.jpg

 

 

 

 

و اینم اونایی که تا الان بافته :