سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

حرف و حدیث

وبلاگم قسمتی از درونیات و بیرونیات وجودمه.. بجز اون لایه های شخصیتی که قابل نمایش نیستن.. و خیلی محرمانه اند..مینویسم برای یادگار..شاید دخترام در نبودم احتیاج داشتن بخونن.. هیچی مثل نوشتن آرومم نمیکنه.
صفحه خانگی پارسی یار درباره

برگ سی و شش

    نظر

  اردیبهشت ماه قشنگیه..بنظرم سوگلی فصل بهاره..هوا لطافت خاصی داره..دیگه از سوز بجامونده از زمستون درش خبری نیست..اگه بهار رو میوه تصور کنیم اردیبهشت مغزشه.. طعمش مثل گل وسط هندوانه س .. خلاصه که محشریه برای خودش...اینا رو نگفتم بخاطر تولد خودم که تو این ماهه.. واقعا فکر میکنم اگه هر وقتی بدنیا میومدم تو هر فصلی و هرماهی بازم اردیبهشت رو دوست داشتم...چهارم تولدم بود..نمیدونم چرا پست نذاشتم.. شاید بخاطر حال مادرم حوصله نداشتم..روزای اول اردیبهشت بود که درمانش شروع شد..و درگیر کاراش بودم.. اصلا یادم رفته بود که برگ سی و ششم از دفتر عمرم درحال ورق خوردنه.. به هر حال فکر میکنم باید غصه دار بود از گذر عمر.. خوشحالی روز تولد فقط برای همون لحظه تولد اونم از نظر اطرافیان معنی داره..وگرنه ماکه خودمون با گریه پا به این دنیا میگذاریم..انگار همونجا تو گوشمون گفتن اینجا چخبره..چه زجری داره زیستن.. و ای کاش لحظه رفتن ازین دنیا با چشم گریون نباشیم.. لبخند بزنیم و خوشحال باشیم.. اون دنیا رو باخوشحالی و شعف درآغوش بگیریم و از رفتنمون دلگیر نباشیم.. یاحق..