سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

حرف و حدیث

وبلاگم قسمتی از درونیات و بیرونیات وجودمه.. بجز اون لایه های شخصیتی که قابل نمایش نیستن.. و خیلی محرمانه اند..مینویسم برای یادگار..شاید دخترام در نبودم احتیاج داشتن بخونن.. هیچی مثل نوشتن آرومم نمیکنه.
صفحه خانگی پارسی یار درباره

****

    نظر

 

سلام... دو ماه از اخرین پستم گذشت... خدا رو شکر همسری رفت سرکار...هرچند دلخواهش نیست ولی چاره چیه... یگانه رفت دهم.. رشته تجربی...چیزی که از بچگی دوست داشت...عاشق زیست و علوم... خداکنه که موفق بشه.. رشته ای که من توش موفق نشدم..چون اجبار بود ولی الان پشیمونم..که با قضا و قدر جنگیدم و ادامه ش ندادم... شاید الان به پرستاری که از بچگی دوست داشتم رسیده بودم... اشتباهم این بود که راه میانبر (بهیاری)رو خواستم انتخاب کنم که نذاشتن قوم الظالمین یا همان فامیل پدری... الهی که دخترم بجایی برسه که بهش افتخار کنم... آمین....   17 مهر تولد باران بود...4 ساله شد دخترکم...ی جشن کوچولو و یه کیک ساده... دلخوش کنک...همینم خوبه...

 

 

این روزها مادرم بعد از یک دوره 8 مرحله ی شیمی درمانی سلامت نسبی داره...دکترش راضیه از وضعیتش... اما بازم یه مرحله دارو گرفته چند روز پیش وخونه داییم تحت مراقبت زنداییمه..خدا خیرش بده..مادرم خونه من نمیاد و اونجا راحت تره..هرچی باشه برادر نزدیکتره تا داماد...

 

خدا رو شکر ک کمی از پریشانی احوالاتم کاسته شد توی این دوماهه.. خدا بخواد و وضعیت مالی هم سر و سامانی بگیره..امیدوارم بلطفش و کرمش...

 

تا بعد ...