سفارش تبلیغ
صبا
هرچه شمردنى است به سر رسد و هر چه چشم داشتنى است در رسد . [نهج البلاغه]

تولدت مبارک

ارسال‌کننده : sahra در : 96/5/16 9:47 صبح

سلام..وبلاگ نازنینم..پنج سالگیت مبارک..ببخش که دیر یادم اومد..9 روز پیش 5 ساله شدی...اما باورم نمیشه..انگار خیلی بیشتر ازینا عمر کرده باشی..انگار از خیلی خیلی سال پیش تو رو دارم.. دلم نمیخواد هیچوقت از دستت بدم... با وجود اومدن شبکه های مجازی متعدد تو برای من عزیزتری....مثل فرزندم...چقدر خاطرات تلخ و شیرین اینجا ثبت کردم..حتی خاطرات سالها قبل از پیدایش تو....اینجا امن ترین و دلنشین ترین فضا برای منه.. اینجا خود خود منه.. امروز بهانه نوشتنم شدی..نه اینکه بهت سر نزنم ..میام تو پارسی یار میچرخم ولی حرفی برای گفتن ندارم... از تو چه پنهون اتاق بغلی یعنی همون پارسی زیاد کسی منو تحویل نمیگیره.. زیاد شناخته شده نیستم..مطالبشون رو مدام میخونم ولی اثری از خودم بجا نمیذارم.. شاید اینجا هم نمود باطنی منه.. ارامش رو دوست دارم.. بی دغدغگی .. سکوت.شاخصه شخصیت منه... تو اینو خوب میدونی.. بگذریم...

 

از حال و هوام بگم برات که..

بیشتر از چهل روزه که اومدیم کرج ولی دو هفته س که خونه اجاره کردیم و قبلش پیش مادر همسری بودیم...روزای سختی بود..ولی گذشت..الان وضعیت توأم با آرامشه...ولی مشکلات کار و اقتصاد به قوت خودش باقی...شایدم چند درجه سخت تر.. خدا الرحم الراحمینه... منم خونه نشین شدم و آرایشگاه نازنین تو یزد رو که دو سال باهاش خو گرفته بودم از دست دادم... اینجا احساس بیگانگی دارم..نمیدونم میشه مثل قبل مشغول بشم جایی یا نه...توکل بخدا...راستی دخترکم رو باید پیش دبستان ثبت نام کنم...دخترم که پایه یازدهم .. پرونده ش رو نگرفتیم و موندیم تو منگنه...با کارنامه تنها ثبت نام نمیکنن...بعلت مشکلات مالی شهریه سال قبل داده نشده و چکش پاس نشد... مهلت ثبت نام تا اخر این ماهه...باید بریم تسویه حساب و پرونده رو بگیریم.. احتمالا باباش میره...خیلی ناراحتم که اوضاع باید حالا که دخترم نزدیک کنکوره و باید دستمون بازتر باشه..کلاسای مختلف بفرستیمش ..قمر در عقرب بشه...مدام میگم چرا حالا...خدا خودش کمک کنه..اینم از احوالات ما..تا بعد.....




کلمات کلیدی :