سفارش تبلیغ
صبا

حرف و حدیث

وبلاگم قسمتی از درونیات و بیرونیات وجودمه.. بجز اون لایه های شخصیتی که قابل نمایش نیستن.. و خیلی محرمانه اند..مینویسم برای یادگار..شاید دخترام در نبودم احتیاج داشتن بخونن.. هیچی مثل نوشتن آرومم نمیکنه.
صفحه خانگی پارسی یار درباره

نوروز_پیروز

    نظر

سلام بر 97 ، امسال نشد روز اول پست بذارم،حتی روزای بعدشم دل و دماغ چندانی نداشتم،،سال تحویل 97 من و دخترا تنها بودیم،،همسری به اتفاق مادرش رفتند همدان برای خاکسپاری پدر دامادشون،، خدا رحمتش کنه،،شب عید و تصادف و عزاداری ،، خدا نیاره برا کسی ،، به هر حال همیشه نمیشه از روزگار انتظار خوشی داشت.. گاهی ناگواری ها هم هستند..گوشه کنار زندگی .. خدا کنه همیشه غمها در حواشی زندگی باشن.. و شادی ها و اتفاقات خوب متن زندگی رو پر کنن .. بگذریم..

 

روزای اول و دوم تنهایی سپری شد .. البته شب سال تحویل خانم اسماعیلی مدیر ساختمان من و دخترا رو دعوت کرد و از ساعت ده شب تا دو نیمه شب باهم بودیم و خوش گذشت بخصوص به دخترا..روز سوم همسری برگشت.. جمعه رفتیم منزل مادر همسری.. از اول هفته هم منتظر مهمان هستیم.. اقوام همسری بعد از سالها قراره تشریف بیارن .. اما انگار برنامه ریزی های اون ها هم با تناقض روبرو شده.. به هر حال ما محکم و استوار سنگر خانه را حفظ میکنیم.. همچنان پای برنامه های تلویزیون عید خود را سپری میکنیم..باشد که رستگار شویم:-) 

سال نو مبارک:-*