سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

سالها پیش پستی نوشتم مبنی بر اینکه چرا اینقدر از معنویات فاصله گرفتم..باوجود اینکه هم خانواده مذهبی داشتم هم از کودکی عاشق مسجد و روضه ..و مانوس با مراسم مذهبی و عزاداری .. الان که فکر میکنم میبینم این عزاداری ها از ریشه مشکل داره..و شاید علت دلزدگی امثال من و کناره گیری تدریجی، همین تناقض بین حسین یا حسینی بودنه.. قرن ها اشک و ماتم برای تشنگی و مصیبت و یتیمی و آوارگی ..بس نیست..چرا کسی نمیاد از منش حسین از اخلاق و کردار حسین سخنرانی کنه.. اگرم بحثی بشه دراین رابطه بسیار گذراست..و عمق فاجعه همینجاست که میبینیم در جامعه و اطرافمون..از مسئولین دزد  مملکت بگیر تا لات های کوچه و بازار که همه شرکت کننده در این مراسم هستند..و چنان به سر و سینه میکوبند که انگار نه انگار در طول سال و حتی همون روز عاشورا مرتکب چه گناها و فسادهایی میشن...اون زمانی که فاجعه کربلا اتفاق افتاد هنوز در سوریه و یمن بارها و بارها تکرار نشده بود.."بد تو ذهنمون جا انداختن"..اگر هرسال دوماه کلاس میذاشتن و بجای نشان دادن سر بریده، سیره امام حسین رو یادمون میدادند و مکتب و مرام حسین را.. الان دنیای قشنگتر و بهتری داشتیم..مراسم عزاداری برای برخی شده نقاب به چهره زدن و توجیح شخصیتشون..تا در زیر آن و با تکیه بهش هر غلطی که میخوان بکنن و اسم خودشون رو گذاشتن عشاق حسین..عشق حسین و ائمه از بدو تولد تو دل ما بچه شیعه ها هست.. اما نشون دادن و پررنگ کردنش در این حجم در حالیکه هیچ بویی از منش و راه حسین نبردیم..بنظرم وقاهت محضه... 

"السلام علیک یا ابا عبدالله"






تاریخ : یکشنبه 98/6/10 | 11:48 صبح | نویسنده : sahra | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب عجله
  • وب انتخاب برتـــر
  • وب هم کلاسی
  • وب صالحیــــن