سفارش تبلیغ
صبا ویژن

از خواب بر میگردی به بیداری ،چشماتو که باز میکنی انگار برای چندثانیه یادت نمیاد کی هستی،درد روحت رو حس میکنی و پشت بندش یادت میاد که چه کردی باخودت..یادت میاد همین چندساعت پیش چه آرزویی کردی و چشاتو بستی..ینی ماهی ها هم همین چند ثانیه فراموشی میگیرند؟و  بعدش یادآوری ... نه تو خواب نبودی که برگردی به بیداری..تمام شب روحت زیر مشت و لگد و آماج زجری مگو له شده..اینو از لمس روحت میفهمی..هرچی فکر میکنی که چجوری میخوای این روح له و لورده رو التیام بدی، هیچی به ذهنت نمیرسه..اصلن نمیدونی که اون جسمت رو به بند کشیده یا تو روحت رو .. فقط می بینیش که درب و داغون یه گوشه کز کرده ..میدونی چی میخواد و برای چی تمام شب رو خودزنی کرده دور از چشم تو..میدونی میخوای مهارش کنی راهش رو شاید بلد نیستی..اما نه بارها با زبان خوش باهاش کنار اومدی اما باز هم سرکشی کرده..دیگه نمیدونی چیکارش کنی، شاید بهتر باشه یکی ازین شبا ، جسم و روحت رو به یک دوئل دعوت کنی..به هر حال باید تکلیف این روح سرگردون و این دل رنجور مشخص بشه..وقتی عقل را حاکم کنی بر جسم و روح..دلت رو بزاری زیر پاهات.. و با تمام وجود دردش رو حس کنی..خودتو بزنی به کری و کوری..نشنوی فریاداشو و نبینی چروکیده شدنش رو زیر پاهات..جبر رو حاکم کنی ..مستبد بشی..تازه میفهمی چه کار سختیه ،نامهربونی.. خوب میدونی  اول با خودت جنگیدن..چقدر سخته ..فقط ای کاش که..دووم بیاری..






تاریخ : دوشنبه 99/4/9 | 7:39 صبح | نویسنده : sahra | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب عجله
  • وب انتخاب برتـــر
  • وب هم کلاسی
  • وب صالحیــــن