سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

حرف و حدیث

وبلاگم قسمتی از درونیات و بیرونیات وجودمه.. بجز اون لایه های شخصیتی که قابل نمایش نیستن.. و خیلی محرمانه اند..مینویسم برای یادگار..شاید دخترام در نبودم احتیاج داشتن بخونن.. هیچی مثل نوشتن آرومم نمیکنه.
صفحه خانگی پارسی یار درباره

روزمرگــــــــــی

    نظر

سلام..باران این روزها شیطونیاش سر به فلک کشیده..احساس میکنم از زمانیکه از شیر گرفتمش خیلی عوض شده..مهربونتر بود..لجباز شده..ارومتر بود..شر شده...کارای جدید میکنه....چند روزه با قاشق میفته به جون دوچرخش و تعمیر میکنه .. یه چیزیشو میکنه..یا ضربه میرنه..کمتر با قابلمه ها و ظرف و ظروف کار داره..بیشتر دنبال خرابکاریه..شعر میخونه..تپلویم تپلو...با الفبای مخصوص خودش که شاید کمتر کسی متوجه بشه...خیلی هم خلاصه میکنه و سر و ته جمله رو به هم وصل میکنه...تو هر کاری میخواد مشارکت کنه...آشپزی..سفره انداختن و جمع کردن...ظرف شستن..دستمال کشیدن..جارو کردن..حتی چایی ریختن...این چیزا شاید کارای بامزه ای باشه ..ولی اعصاب منو بهم میریزه..حوصلمو سر میبره..اما حتی المقدور تحمل میکنم..اخه میدونم برا بچه جذابه...ضمن اینکه بعضی کارا انجامش خطرناکه براش اما اون سماجت میکنه ...بگذریم..فصل امتحاناته و یگانه از امروز که مدرسه تعطیله باید بشینه و برا شنبه بخونه..خیلی این نظام جدید آموزشی سخت شده حتی هیچ کمکی از دست ما ساخته نیست..معلما هم برای تدریس تابستونا دوره میبینن و خودشونم میگن کمکشون نکنید چون روشها کلا فرق کرده...خدا بداد برسه...دیگه بقول یکی از معلما فوق لیسانسم باشی نمیتونی یه مسأله رو به بچه ات یاد بدی...حتی میگفت اگه خواهر برادر دانشجو داشته باشن نمیتونن چون روشها کلا عوض شده...یعنی یه انقلاب اساسی تو تدریس بوجود اومده....دیگه چه میشه کرد..خودمونو سپردیم دست اینا دیگه هیچ چاره ای نیست...خدا بهمون رحم کنه..

تا بعد....